7ماهگی عسلکم
سلام به همدم کوچولوی مامان امروز دقیقا
ماهه که نفسم به نفست بنده
و یه سلام گرم دیگه به دوستای گل گلابم ممنونم که اینقدر گلید و به ما لطف دارید فدای همتون بشم کامنتای همتون اومده
و کلی انرژی گرفتم از خوندنشون ولی هنوز فرصت تاییدشون رو ندارم
کامنت تایید نشده دارم در اولین فرصت تایید میکنم ممنونم مهربونا
خب بریم سراغ دخمل نانازم که امروز هفت ماهه شد
هووووووووووووووووووووووورا
مامانی به قربونت بره که 7ماه از وقتی که زمینی شدی گذشت ولی به قدری در کنارت غرق در شادی و خوشحالی بودم هیچی نفهمیدم البته دانیال جونی هم این شادی و خوشحالی رو 2 برابر میکنه وقتی که میبینم اینقدر دوستت داره و مدام میخواد تو بغلش بشینی یا داره بوست میکنه یا وقتی یه چیزی میکنی توی دهنت سریع میگه نی نی نکُـــــــــــــــــــــــــن کفیثه
دیگه اینکه خیلی خوشحالم از اینکه هستی و خوشحالیم از بودنت
این روزا به شدت با مزه و خوردنی شدی و دل همه برات غش و ضعف میره مخصوصا خاله مریم ناز که وقتی براش ناز میکنی و میخندی ازبس دوستت داره و نمیتونه خیلی محکم فشارت بده خودشو میزنه و دندوناشو روی هم فشار میده
خودمم همینجوری شدم آخه تازگیا خیلی با مزه میخندی و زبونتو از گوشه لبت میاری بیرون خییییییییییییلی با مزه میشی دلمون میخواد قورتت بدیم
و اینکه چند وقته میزارمت توی روروئک و حسابی خوشت میاد ولی زیاد نمیتونی توش حرکت کنی فقط دکمه هاشو میزنی و آهنگ گوش میدی و حدود 2ساعت هم توش آروم میگیری
غذا خوردنت هم هزار ماشالا خوبه و هر چی بهت میدم و دوست داری
واسه صبحانه فرنی یا سرلاک گندم و شیر میخوری 2هفته است شروع کردیم البته قبلش سرلاک برنج و شیر میخوردی واسه نهار بهت سوپ میدم(برنج و ماکارونی -مرغ یا ماهیچه و نصف گوجه پوست گرفته و 1هویج متوسط و یه کم جعفری و نمک میزارم خوب بپزه بعدش میریزم توی میکسر و مثل حلیم میشه و قربونت برم یه کاسه بزرگ و میخوری نوش جونت
شامتم یا بازم سوپ یا پوره سیب زمینی یا برنج و نبات پخته و میکس شده فدات بشم الهی همشونو دوست داری البته من اصلا بهت غذای بی مزه نمیدم اینقدر خوشمزه میشه که دانیال جونم دوست داره و میخوره قربون جفتتون برم الهی
قطره آهنم دوست داری و میخوری و بلاخره بعد از 6ماه به جمع ویتان خورا پیوستی
و باید ادامه بدیم تا 2سالگیت
دیگه اینکه کم کم میتونی بشینی و منم میترسم قل بخوری و بیوفتی برای همین بالشت میزارم دور تا دورت که نیفتی .از سینه خیز رفتن خبری نیست ولی داری تلاشتو میکنی مامان دورت بگرده
دستای کوچولوتم که همش توی دهنته و یه کم هم نق میزنی صورتت هم یه کم لاغر شده بمیرم برات فکر کنم میخوای دندون در بیاری .خوابتم خدا رو شکر خوبه لا اقل شبا خوب میخوابی و میزاری مامانی یه کم استراحت کنه در کل دختر خوب و آرومی هستی گلکم ولی کم کم داری شیطونیاتو شروع میکنی خب بریم سراغ عکسای این مدتت
![]()
اگه گفتی چرا اینقدر توی این عکس شاد و شنگولی؟؟؟
بله چون داری به به میخوری

اینم عکس از اولی که غذات داره میپزه تا بعد از نوش جان کردنت






چُرت بعد از غذا

1دقیق بعد...

![]()
یه روز گردشی در دشت و دمن با خانواده بابایی و عمو و زن عموهات


تلاش برای خوردن دلستر بعد از غذا

تعویض لباس بعد از غذا

دختر نازم خسته شده و خوابش میاد

![]()

داااااااااااااااااااااااااالی!!!


اینم همون خنده ای که گفتم








![]()
این عکس رو دانیال جونی ازت گرفته


خونه مادر شوهر عمه ثوری

شهر بازی

منتظر کبابی ولی چه فایده سرلاک خوردی

خونه مامان جون در حال پخش و پلا کردن میوه ها

قربون اون نشستنت برم مادررررررررر


شیطون بلام داره پستونک عروسک رو میخوره عاشق این عروسکی دورت بگردم من


سهم ویانا از جوجه کباب فقط ظرف خالیش و سفره بود


چیه؟خُب قطله آهن دوش دالم

![]()
ممنونم از نگاهای گرمتون که همیشه ما رو دنبال میکنین 
هر چی آرزوی خوبه مال شما دوستای گلم 
در اولین فرصت بهتون سر میزنم و کامنتاتون رو تایید میکنم
برام دعا کنید که صبرم بیشتر بشه و زود از کوره در نرم 
اینم یه عالمه کامنت تایید نشده


![]()
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است✿✿
✿✿نه در ان بالاها
مهربان، خوب، قشنگ✿✿
✿✿چهره اش نورانیست
گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من✿✿
✿✿او مرا می فهمد
او مرا می خواند، او مرا می خواهد



7ماهگی عسلکم 







